عبد الرضا سالار بهزادى

225

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

دادن نفوذ مأمورين انگليسى در كرمان فراموش كرده بود كه به هنگام فرار شهداد از ايران در اواخر 1308 ه . ق يا محرم 1309 - 1891 ميلادى در كرمان نبود . به هرصورت به نظر مىرسد كه اين مسئله يعنى فرار شهداد از ايران هنگامى كه وى در چنگ زين العابدين خان بود از جملهء مسائلى است كه بعدا در نحوهء قضاوت و برخورد انگليسيها با زين العابدين خان اثرات خاصى گذارده باشد كه به موقع خود به آن اشاره خواهد شد . 19 عبد الحميد ميرزا ناصر الدوله فرمانفرما در دههء آخر ماه رمضان سال 1309 هجرى قمرى به مرض آنفلوانزا در كرمان درگذشت . پس از رسيدن خبر درگذشت وى به پايتخت ، عبد الحميد ميرزا نصرت الدوله سالار لشكر پسر كوچك فيروز ميرزا فرمانفرما و برادر عبد الحميد ميرزاى مرحوم كه در آن زمان در دستگاه مظفر الدين ميرزا وليعهد در تبريز خدمت مىكرد ، ملقب به فرمانفرما گشته و به حكومت كرمان منصوب شد . وى در ذيقعدهء 1309 به كرمان رفت . اين نخستين بار حكومت عبد الحسين ميرزا فرمانفرما در كرمان است كه تا رمضان 1311 يعنى قريب به دو سال طول كشيد . از اين دوره حكومت عبد الحسين ميرزا فرمانفرما تنها يك نامه به خط خود وى ، به تاريخ 19 شعبان 1311 ، خطاب به زين العابدين خان و نيز يك فقره حكم در دست است . نامه مهر ندارد و تنها در انتهاى نامه امضاى عبد الحسين به چشم مىخورد . متن نامه به شرح زير است : « خان ، سردار بلوچستان ، اول صبح كاغذ شما را باز كردم و لذت از تحقيقات بردم . حكم و تصديق كامل را اطاعت مىكنم ، ولى تمام افعال من تصديق بر تمام امورات شما است . تصديقهاى من دربارهء خدمات شماها به دولت ، دفتر حضرت اشرف صدرات اعظم ، روحنا فداه ، را پر كرده كه ديگر جا نيست براى ساير كاغذها ! گوشت و دوغ را هم متشكريم . امورات ما و شما هيچ وقت مطابق معمول قديم نبوده است . حكم ده بكرى و مرغك را هم مىگويم بنويسند ؛ 97 كار خوب است با شماها باشد . 19 شعبان 1311 - عبد الحسين » 98 20 حكمى است از عبد الحسين ميرزا فرمانفرما كه در نامهء موضوع سند 19 بدان اشاره شده است . متن حكم : « چون غالب از سربازان فوج بهادر جمعى معتمد السلطان زين العابدين خان سرتيپ ، سردار بلوچستان و توپچيان بمى سپرده مقرب الخاقان ابراهيم خان سرتيپ ناظم بلوچستان از محل مرغك و ده بكرى و براى پرداخت ماليات و بدهى آنها - درصورتىكه اين دو محل جزو بم و نرماشير و ابو ابجمع ضابط آنجا باشد - موجبات گفتگو و زحمت حاصل بود ؛ لهذا